تبليغاتX
گذری بر اقتصاد - بدبینی نسبت به سرمایه

چند روز قبل یکی از دوستان عهد شباب که در دانشگاه شیراز با هم همکلاس بودیم و اکنون وارد کارزار بخش خصوصی شده است به لطف و یاری پدر وارد بازار برنج شده با من تماس گرفت و گفت  تو می دانی چرا دیدگاه مردم جامعه ما تا حدی نسبت به فردی که در حوزه بخش خصوص کار می کند و لازمه کار  او این است که سر و وضع مرتبی داشته باشد و بر حسب توانایی که دارد می تواند خانه و ماشین سواری خوبی داشته باشد بد است. همه چنان به او نگاه می کنند که گویی دزد است یا سر دیگران را کلاه گذاشته و صاحب این ثروت شده است در حالیکه او ثروت خود را ناشی از کارآفرینی و قدرت ریسک پذیری خود کسب کرده است و تازه برای این جامعه هم ایجاد اشتغال کرده است.

به ناگاه به یاد درس اقتصاد ایران و دکتر بهکیش افتادم. دکتر بهکیش همیشه می گفت من پشت دست سرمایه داری را که در ایران بماند می بوسم و به او احترام می گذارم. یکی دیگر از دوستان هم بود که می گفت هر زمان که می بینم خطی بر روی ماشینی مدل بالا افتاده دلگیر می شوم چون می ترسم که صاحب آن با سرمایه خود این کشور را ترک کند و ما از نبود او متضرر شویم. اما براستی چرا ما نمی توانیم بپذیریم که فردی در نتیجه تجربه، کار آفرینی، ریسک پذیری و فعالیت در بازار و رقابت با همنوعان خود صاحب سرمایه شده و امروز هم حق دارد از سرمایه خود استفاده کند و ما نیز در این جامعه از حضور او و عوارض جانبی مثبت سرمایه او نفع می بریم. براستی چرا در جوامع غربی این اعتماد به دیگران وجود دارد و همه می دانند که ثروت مجانی بدست نیامده بلکه حاصل کار و تلاش بوده و فرد حق استفاده از سرمایه خود را دارد.

چرا ما این همه نسبت به سرمایه دار بد بینیم. مشکل اخلاقی است نمی دانم یا که گیر کار در جایی دیگر است. براستی راز بدبینی تاریخی ما نسبت به فردی که شیک پوش و مرتب است در چیست؟ چرا تاب و توان مشاهده چنین سرمایه دارانی را نداریم؟  

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 17 Feb 2007 و ساعت 22:35 |