کنش جمعي و گراني گوجه فرنگي
اين روزها قيمت گوجه فرنگي به حدي رسيده که تا به حال بي سابقه بوده است. با اين حال مشخص نيست چرا مردم دست از مصرف اين کالا بر نمي دارند. از سوي ديگر از تمامي دوستان و آشنايان مي شنويم که قيمت گوجه فرنگي سرسام آور و حيران کننده است اما باز همين افراد نيز نمي توانند از خريد اين کالاي نه چندان مهم در سبد خانوار آنهم در فصل زمستان امتناع نمايند. براي مثال مي توان سالاد بدون گوجه فرنگي خورد به همان سنت ديرينه ايراني بازگشت و چند روزي را به جاي سالاد با کاهو سکنجبين ايراني گذراند.
در تحليل هر مساله اقتصادي بايد به سراغ عرضه و تقاضا برويم. بدون شک زماني که قيمت يک کالا در بازار افزايش مي يابد يا تقاضاي موثر کل جامعه براي آن کالا افزايش يافته يا اينکه مقدار عرضه آن در بازار کاهش يافته است. به نظر نمي رسد که افزايش تقاضا در طي چند روز اخير باعث افزايش قيمت گوجه فرنگي شده باشد. اما اين بدين معني نيست که تقاضاکنندگان هيچگونه نقشي در بقاي اين شرايط عدم تعادل ندارند. غالبا اينگونه تصور مي شود که اگر گروههاي خاصي از افراد مانند مصرف کنندگان يا توليدکنندگان داراي منافع مشترکي باشند، مي توانند در جهت تامين منافع مشترک خود يک کنش جمعي را شکل دهند. بنابراين اگر متقاضيان گوجه فرنگي مي توانستند براي چند روز متوالي دست از مصرف بکشند آيا براستي قيمت گوجه فرنگي نمي شکست؟ اما چرا نمي توان در جامعه دست به چنين کنش جمعي اي زد و به يکباره همه متقاضيان را به ياري طلبيد تا گوجه فرنگي مصرف نکنند. براستي انجام کنش جمعي بسيار دشوار است. البته هر یک از افراد به تنهایی تصور می کنند که نقشی در این کنش جمعی نخواهند داشت. از سوي ديگر قيمت گوجه فرنگي براي برخي که البته تعداد آنها نيز کم نيست چندان گران به نظر نمي رسد. اما از سوي ديگر اين کنش جمعي به راحتي در ميان عرضه کنندگان شکل مي گيرد و اگر آنها داراي منفعت خاصي در کاهش عرضه يک کالا باشند مي توانند از طريق دستکاري در عوامل اقتصادي يا ساير عوامل باعث ايجاد منافع زيادي براي خود شوند. بر خلاف متقاضيان که نمي توانند کنش جمعي را ساماندهي کنند و شايد يکي از دلايل اصلي آن تعداد زياد آنها است اما در ميان عرضه کنندگان به دليل تعداد کم آنها و همينطور وجود منافع گسترده به راحتي مي توان کنش جمعي را شکل داد. يعني آنها به راحتي مي توانند براي کالاي خود شرايط خاصي را پديد آورند و از اين طريق منافع صنفي خود را حداکثر نمايند. در اين ميان مي توان به يکي از نکات مورد توجه اقتصاددانان نهادگرا نيز پي برد و بر آن تاکيد کرد که يکي از عوامل اصلي تورم و افزايش قيمت وجود قدرت قيمت گذاري براي عرضه کنندگان است.
اما وجود نهادهايي که بتوانند در اين ميان به گونه اي تقاضا را مديريت نمايد و يک کنش جمعي را در ميان متقاضيان گوجه فرنگي پديد آورد بسيار مهم است. براي مثال انجمن حمايت از مصرف کنندان اگر بتواند در اين مواقع چنين کنشي را هدايت نمايند بدون شک قيمت اين کالا خواهد شکست.
