تبليغاتX
گذری بر اقتصاد - شوهر کشی و تحلیل هزینه فایده
نویسنده مهمان: رضا بوستانی

طرح مسئله

اگر پيگير اخبار حوادث روزنامه ها باشي يک نوع جنايت همواره به چشم مي خورد که با شکلهاي متفاوت ولي ماهيت يکسان همواره اتفاق مي افتد. جنايتي که اتفاق مي افتد همسر کشي است که در بين خانم ها بسيار شايع تر است. به عبارت ديگر همسران و بويژه خانم ها اقدام به کشتن شريک زندگي خود مي کنند يا کسي را براي اين کار اجير مي نمايند.

اما اين همه موضوع نيست مدتي بعد در يکي از روزنامه ها خواندم که قاضي يا کسي در ارتباط با دادگاه، اعتقاد داشت که چون مجازات مشارکت در قتل اعدام نيست لذا همسران اين شيوه را بر مي گزينند. براساس اين نوع برداشت بايد مجازات شرکت در قتل يا امر به قتل را افزايش داد. و اين موضوع تعجب من را بيشتر بر انگيخت. من فکر مي کنم به اين موضوع بايد از جنبه ديگري نگاه کرد، و فکر مي کنم ابزار اقتصادي هزينه- فايده مي تواند مفيد باشد.

 

جنبه اقتصادي

فرض کنيم زني مي خواهد از همسر خود جدا شود (مثلا دل در گرو مرد ديگري دارد)، چند راه در پيش رو دارد:

1 – از طريق قانوني از همسر خود جدا شود.

2 – به طريقي همسر خود را از پيش رو بردارد.

زن براي انتخاب يکي از دو گزينه فوق، هزينه و فايده انتظاري هر دو مورد را با يکديگر مقايسه و بر همان اساس اقدام مي کند. در هر دو مورد فايده يکسان است "جدا شدن از شوهر" لذا بايد هزينه ها را باهم مقايسه کرد.

 

هزينه گزينه اول

در گزينه اول چند نوع هزينه وجود دارد. اول در سيستم قضايي ايران معمولا درخواست طلاق از طرف مرد پذيرفته مي شود. لذا بيان درخواست طلاق و مطلع شدن شوهر و حتي خود خانواده زن با دردسرهايي همراه است. دوم، سيستم قضايي ما بسيار کند و با تاخير به پرونده ها مخصوصا در حوزه خانواده رسيدگي مي کند.  لذا زمان که از مهمترين منابع اقتصادي هر فردي است از دست مي رود. سوم حتي اگر زن موفق شود طلاق بگيرد، نگاه سنگين جامعه به وي با عنوان مطلقه چندان کم هزينه نيست.

 

هزينه گزينه دوم

در گزينه دوم جنايتي صورت مي گيرد، لذا هزينه اين گزينه بستگي به احتمال کشف جرم و مجازات احتمالي دارد. اگر فرد احتمال کشف جرم را بالا بداند (مثلا در نظر مردم نيروي انتظامي قابل اعتماد باشد) و يا مجازات بسيار سنگين باشد، زن اين گزينه را انتخاب نمي کند. اما اگر به هر دليلي مثلا بي اعتمادي يا بي اطلاعي، فرد احتمال کشف جرم را پايين برآورد نمايد، ممکن است حتي با بالا بودن مجازات ريسک آن را قبول کند.

به قول گري بکر عقلانيت دلالت بر اين دارد که برخي افراد به اين دليل مرتکب جرم مي شوند که مزاياي مالي و ] غير مالي[ حاصل از ارتکاب به جرم در مقايسه با عمليات قانوني و با در نظر گرفتن احتمال بازداشت و محکوميت و شدت مجازاتي که در پي دارد بيشتر است.

مثال معروف مسافرت با هواپيما است. هزينه کوچکترين اشتباه در خطوط هوايي مرگ است اما بدليل پايين بودن احتمال وقوع اشتباه، سالانه تعداد زيادي از مردم دنيا از هواپيما براي سفرهاي خود استفاده مي کنند[1].

نتيجه گيري: بنابراين اگر اين زن احتمال کشف جرم، ميزان و شدت مجازات قتل و هزينه ناشي از طلاق را با هم مقايسه کند احتمالا گزينه دوم را انتخاب خواهد کرد و چه بسا که مااند گري بکر هم جريمه نشود. البته شواهد هم اين موضوع را تائيد مي کند.   

  

 

اين ديدگاه سياستهاي متفاوتي را پيش روي قانونگذار قرار مي دهد که يکي از آنها بالا بردن مجازات مشارکت در قتل است. اما راهکار ديگر تسهيل مکانيزم قانوني جدا شدن زن و شوهر است و يا اطلاع رساني و بالا بردن احتمال کشف جرم در ذهن مردم. در ديگر کشورها مثلا انگليس هر گونه جنايتي که رخ بدهد در رسانه ها به طور گسترده پي گيري مي شود و مردم مطلع مي شوند و با حساسيت موضوع را تا پايان دنبال مي کنند. در اين شيوه تخمين هزينه واقعي جنايت بسيار آسان تر از حالتي است که رسانه ي فراگير هيچ خبري را در باره جنايت و عواقب آن پخش نمي کند.



[1] . گري بکر در سخنراني نوبل خود مي گويد که در دهه 1960 پس از آنکه براي گرفتن امتحان شفاهي از يک دانشجو در مورد نظريه اقتصادي، تا دانشگاه کلمبيا رانندگي کردم، به فکر پرداختن به موضوع جرم افتادم. در آن وقت خيلي دير شده بود و مجبور بودم به سرعت تصميم بگيرم که آيا اتومبيل خود را در پارکينگ بگذارم يا ريسک دريافت جريمه پارک غيرقانوني در خيابان را به جان بخرم. در ذهن خود احتمال دريافت جريمه، ميزان مجازات و هزينه پارک ماشين در پارکينگ را محاسبه و مقايسه کردم و سپس تصميم گرفتم خطر پارک کردن در خيابان را به جان بخرم (از قضا جريمه هم نشدم).

۲- رضا بوستانی از دوستان نزدیک و صمیمی من است که فارغ التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه تهران است و اکنون هم در انگلستان دکترای اقتصاد می خواند. امیدوارم که باز هم از او مطالبی را ببینیم.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 17 Dec 2007 و ساعت 0:1 |