بحث کشتی به گل نشسته اقتصاد را ادامه خواهم داد. اما تا آماده شدن مطلبی دوباره برای بحث گفتم دو سوال فوق را مطرح کنم. براستی چرا اقتصاددانان ایرانی چندان علاقه ای به راه اندازی یک وبلاگ اقتصادی ندارند. البته این سوال کمی خنده دار است چرا که اقتصاددانان ایرانی و استادان دانشکده های اقتصاد ایران حتی یک وب سایت و صفحه شخصی متعلق به خودشان نیز ندارند تا بتوان آنجا اطلاعات شخصی مربوط به آنها و انتشاراتشان (البته اگر انتشاری وجود داشته باشد) را دید. البته به گمانم عده زیادی از آنها حتی ایمیل هم ندارند تا بشود گهگاهی سوالی را از آنها پرسید. شاید هم آنها انگیزه ای برای اینکار ندارند. براستی وبلاگ نویسی هم انگیزه ای می خواهد که طبیعی است اقتصاددانان ایرانی نداشته باشند. وقتی به صفحات اقتصادی روزنامه نگاه می کنی آن گروه که کمتر از همه در صفحات اقتصادی مطلب می نویسند اقتصاددانان هستند حال چه برسد به وبلاگ نویسی؟ البته نمی دانم که تقاضایی برای اینکار وجود دارد یا نه؟ البته به گمانم بخش اعظم اقتصاددانان ایرانی نه مطلبی برای عرضه دارند و نه منفعتی مالی در این امر می بینند که بخواهند به آن روی بیاورند. وبلاگ نویسی دنیای خاص خودش را دارد که برای اغلب اقتصاددانان فسیل شده ایرانی که سالی یک کتاب هم نمی خوانند یا هنوز در دهه های ۶۰ و هفتاد میلادی سیر می کنند قطعا کاری دشوار و سخت است. اما به گمانم بد نیست برخی از آنها به این امر روی بیاورند.
خوب سوال دوم: شما دوست دارید که کدامیک از اقتصاددانان ایرانی وبلاگ نویسی کند؟ ۱- محمد طبیبیان ۲- مسعود نیلی ۳- محمد مهدی بهکیش ۴- جمشید پژویان ۵- مسعود درخشان ۶- حسین عباسی نژاد ۷- محمدعلی قطمیری ۸- عباس شاکری ۹- احمد میدری ۱۰- سید حسین ذوالنور ۱۱- غلامعلی شرزه ای ۱۲- محمد مالجو ۱۳- حسین راغفر ۱۴- احمد مجتهد ۱۵- احمدیان (دانشگاه تهران) ۱۶- شریف آزاده ۱۷- هاشم پسران ۱۸- فرشاد مومنی ۲۰- طایی
البته من این نامها را همینطوری نوشتم. راستی نظر شما چیست؟ دوست دارید کدام اقتصاددان ایرانی وبلاگ نویسی کند؟
