تبليغاتX
گذری بر اقتصاد

YouNotSneakyبه نقل از

1. The answer to most questions in economics is usually “It depends”.
2. People respond to incentives, but incentives are determined in their own head and who knows what goes on in there.
3. But on average, masses of people respond in fairly predictable ways and these predictable ways, embodied in the so-called “Econ 101” thinking, are pretty useful guides. They are not absolutes however.
4. “On one hand … on the other hand” is about as good as you can do in a complicated world.
5. All economic models boil down to two (occasionally three) curves on a blackboard that cross. If it’s more than that or if you can't draw it that way, then your model stinks.
6. First Fundamental Theorem of Economics: Where the two curves cross, it’s important.
7. Game theory accidentally teaches us that outcomes are very sensitive to the structure of interaction. Small changes in the rules of the game can produce vastly different outcomes.
8. A logical, aesthetically compelling, story is important, even if the assumptions are crazy. Check it with math.
9. Anyone who makes exaggerated claims about their pet theories, ideas, or solutions, be they mainstream or heterodox, either doesn’t know what they’re talking about, hasn’t done their homework or is trying to sell you something (it could also be the case that their ego is well over blown, because, perhaps, maybe, I'm just guessin', their father was famous and worked for some famous politician or something). “Our results SUGGEST…” is a good indicator that a person has thought hard about their subject. At least as far as these things go. A thorough method combined with some humility should invite more attention than extraordinary claims of genius. Scientific progress takes place at the margin.
10. When an economic idea about how things work pops into your head, your very next question should be “why is that wrong?”. It’s useful to simulate competition among ideas in your brains so that only the truly good ones survive. Success, however, is not guaranteed.
13. “I don’t know” is often the best answer that can be given.

دنی رودریک هم موارد زیر را به این اصول اضافه نموده است.

12.  People everywhere are pretty much the same. It is the incentives and constraints they face that differ.

13.  Everything that an economist says today has been said before, typically in more elegant fashion, by an economist of an older generation. That makes them neither true nor false. It just suggests that what is new in our profession is the technique, not the insight.

14.  Beware when economists start to talk using metaphors ("shock therapy," "diagnostics," "big push" to use some recent ones from this blog). It is a good sign that they do not quite know what they are talking about.

15. When economists disagree about policy, it is most often because of implicit moral and political judgments, rather than economics per se.

راستی شما اگر اصولی دارید بگوئید تا به موارد زیر اضافه کنیم

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 20 Jun 2007 و ساعت 10:18 |

برای نخستین بار روز پنج شنبه گذشته به بانک پارسیان رفتم. قبل از آن با خودم تصور می کردم که تفاوت این بانک خصوصی با سایر بانکهای دولتی باید در شیوه ارائه خدماتش باشد. برای مثال اگر من به بانک صادرات بروم و رفاه چک ببرم بانک صادرات رفاه چک قبول نمی کند. اما تصور شخصی من این بود که بانک خصوصی به هزار و یک دلیل باید این کار را بکند. من هم برای واریز پول به حساب یکی از دوستان مشهدی که قدر یقین الان از دست من عصبانی است و هنوز پول را دریافت نکرده به بانک پارسیان رفتم. شماره ای گرفتم و در نوبت نشستم. برای اولین بار بود که در جلوی باجه بانک بر روی صندلی می نشستم و در دل در مورد مزایای بخش خصوصی فکر می کردم و بد اقتصاد دولتی را با خود می گفتم. نوبت من شد اما کارمند بانک گفت که ما رفاه چک قبول نمی کنیم. ایران چک هم قبول نمی کنیم. شوکه شدم. از او پرسیدم که تفاوت بانک شما با یک بانک دولتی فشل چیست؟ آنها حداقل همگی ایران چک قبول می کنند؟ و او دکمه ای را فشار داد و گفت شماره بعد بیاید.

براستی نمی دانم چرا من از بخش خصوصی دفاع می کنم با اینکه هر بار مصیبت های بخش خصوصی ایرانی را بیش از پیش مشاهده میکنم. برای من که مدتها به دنبال دریافت یک وام بودم و نتوانستم از بخش دولتی آن را دریافت کنم و نمی توانم حتی با پذیرش ریسک بالاتر آن را از بخش خصوصی دریافت کنم چه تفاوتی میان بانک پارسیان و ملت و ملی و رفاه. آنقدر عصبانی بودم که با خودم فکر کردم تنها تفاوت بانک پارسیان با سایر بانکهای دولتی ایران این است که مامورین طرح مباره با بد حجابی می توانند به این بانکنیز مراجعه کنند؟ همان بهتر که بخش خصوصی در این مملکت پا نگیرد که اگر بگیرد روزگار ما سیاه خواهد بود.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 16 Jun 2007 و ساعت 18:30 |

میلتون فریدمن بزرگ در گفتگویی که با جان بی تیلور انجام داده و این گفتگو در سال 2002 در مجله مکرواکونومیک دینامیکس منتشر شده است به نکات بسیار ظریفی اشاره می کند که هر یک از آنها خود شایستگی این را دارند که در چند مقاله مورد بحث و بررسی قرار گیرند. اما در جایی از این گفتگوی مهم (به این دلیل می گویم مهم که این گفتگو توسط اقتصاددانی که به خوبی فریدمن و کارهای او را می شناسد انجام شده است) به نکته ظریفی اشاره می کند که توجه به آن خالی از لطف نیست و برای ما که در حوزه علم اقتصاد در ایران کار می کنیم می تواند بسیار آموزنده باشد.

فریدمن می گوید:

  "يکي از يافته هاي زمان جنگ اين بود که دانشمندان علوم اجتماعي در مورد کار با داده هاي (آمار و اطلاعات) زمان جنگ بسيار کاراتر از دانشمندان علوم طبيعي بودند. بدليل اينکه داشنمندان علوم طبيعي به کار با داده هاي خوب خو گرفته اند اما دانشمندان علوم اجتماعي به کار با داده هاي بد يا بي کيفيت عادت دارند و در آن زمان (جنگ) کشور با مشکلات زيادي دست به گريبان بود که همگي مربوط به تحليل داده ها بودند.

تيلور: آيا شما فکر مي کنيد که دانشمندان علوم اجتماعي از حس تقريب بهتري برخوردار هستند؟ به نظر شما برتري آنها در چيست؟

 

فریدمن: دانشمندان علوم اجتماعي سعي مي کنند از طرق مختلف در مورد کيفيت داده ها و آمارها قضاوت کنند، براي يافتن پراکسي ها، جانشين ها و همچنين براي ارزيابي روش انجام اين کارها تلاش مي کنند.

خوب حالا در کشوری همانند ایران که همواره با مساله نقص داده ها و آمارهای اقتصادی روبرو هستیم اقتصاددانان باید تمام توان خود را به کار گیرند تا بتوانند نتایج مفیدی بدست بیاورند. اقتصاددانان باید این آموزه فریدمن را آویزه گوش خود کنند و بدانند که ضعف در وجود اطلاعات نباید دستو پای آنها را ببندد.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Thu 14 Jun 2007 و ساعت 17:1 |
زمانی برای توبیخ صندوق بین المللی پول ترجمه مهدی ایجی عزیز را از دست ندهید.
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 13 Jun 2007 و ساعت 15:22 |
نامه انتقادي اقتصاددانان به احمدي نژاد را بخوانید. این نامه می تواند برای دانشجویان اقتصاد و یادگیری اقتصاد سیاسی ایران آموزنده باشد.

گری بکر و ریچارد پوسنر در مطلب جدید خود با عنوان نقش زنان در اقتصاد در مورد ایران چنین نوشته اند:

Even in the fundamentalist country of Iran, women now apparently outnumber men at universities, although shortly after the Iranian revolution in 1979, attempts were made to discourage women from getting a higher education.

به نظر می رسد که گری بکر در این مورد کمی بی انصافی کرده است. به نظر نمی رسد که بعد از انقلاب اسلامی سیاست ایران ایچنین بوده باشد.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 12 Jun 2007 و ساعت 10:54 |

گفتاري از دني رود ريك، استاد اقتصاد دانشگاه ‌هاروارد
استراتژي‌هاي رشد نوشته دنی رودریک و ترجمه علی سرزعیم را از دست ندهید. البته من علاقه خاصی به دنی رودریک دارم و شاید این امر باعث می شود تا مرتبا به نوشته های او اشاره کنم.


پیشترها به نوشته ای از آقای رضا قلی در مورد مرحوم عالی نسب اشاره کردم و نقدهایی را به دان وارد دانستم (مقاله نمک زندگیُ مجله جامعه و اقتصادُ موسسه دین و اقتصاد). اما به نظرم ای کاش شیوه نوشتن مطلب آقای رضا قلی همانند این نوشته محسن امین زاده به نام پس از بیست و پنج سال بود. (البته من این شیوه ذکر و یاد بزرگان را بیشتر دوست دارم تا شیوه آقای رضاقلی را).

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 11 Jun 2007 و ساعت 23:49 |
من موضوع نتایج قصد نشده را خیلی دوست دارم. مطلب تجارت آزاد و اخلاق گرایی نوشته دنی رودریک به نوعی گویای همین موضوع از زوایه دیگری است. راستی من از آن نوع لباسهایی که رودریک می گوید خریده ام. شما چطور؟
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 11 Jun 2007 و ساعت 17:10 |

"به نظر من شکست اقتصاددانان در هدايت موفق سياست ها به گرايش آنها در تقليد هر چه بيشتر از روش بسيار موفق علوم طبيعي بر مي گردد. تقليدي که در رشته علمي ما ممکن است به خطاي بسيار فاحش منجر شود. من اين نگرش را "علم پرستي" خوانده ام. حدود سي سال پيش اين نگرش را اين چنين توصيف کردم:"اين گرايش به معناي واقعي کلمه غير علمي است، زيرا متضمن بکارگيري مکانيکي و غير نقادانه عادات فکري علوم طبيعي در رشته اي کاملا متفاوت است". (هايک، 1974، سخنراني نوبل).

33 سال بعد از سخنراني جايزه نوبل هايک، اقتصاددانان مسيری متضاد با بينش او را انتخاب کرده اند و بيشتر بر الگوهاي تجربي متکي شده اند. به عبارت ديگر، آنها بيشتر رياضي دان شده اند تا فيلسوف. البته اين به طور معمول به دليل نگراني اقتصاددانان هايکي است چرا که در طي چندين سال گذشته ایجاد يک محيط جديد به اقتصاددانان اجازه داده است تا در هر دو دنياي رياضيات و فلسفه وضعيت بهتري را تجربه کنند.

در کل انجام کارهاي تجربي در علم اقتصاد يک شکست تلقي نمي شود. با اين حال، در برخي موارد اين ابزارها با نقاط ضعف زيادي در اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته اند. براي مثال، به راحتي مي توانيم کارهاي تجربي منتشر شده توسط اقتصاددانان را ببينيم که از دستمزد در معادلات نيروي کار و قيمت در معادلات تقاضا چشم پوشي کرده اند. علاوه بر اين، مدلهايي با قدرت توضيح دهندگي زياد ( از نظر آماري) پيشرو هستند. هنوز هم رايج ترين روش براي اندازه گيري قدرت توضيح دهندگي يک مدل (ضريب تعيين يا همان R اسکوار) است. متاسفانه اين پديده باعث مي شود که در مدلهاي با قدرت توضيح دهندگي پايين تنها داده ها مقصر تلقي شوند.

منتقدين اين مدلهاي رياضي اغلب به دليل تمايل به استفاده از رياضيات يا متقاعد نمودن اينکه چنين مدلهايي داراي جايگزين نمي باشند مورد انتقاد واقع نمي شوند (که البته در مواردي هم ايده بدي نيست). هر چند در واقع اغلب اين شکايتها از سوي اقتصاددانان هايکي مطرح مي شود که مشتاق هستند و آرزوي روزي را دارند که اقتصاددانان بيشتر به مباحث فلسفي اهميت بدهند. شايد در گذر زمان اين تغيير در تفکر، در نتيجه ظهور تکنولوژي اخير که به مدل هاي اقتصاد سنجي اجازه مي دهد به طور انحصاري تخمين زده شوند، ايجاد شود. برخي معتقدند که اين امر (ظهور کامپیوتر) اقتصاددانان را شلخته و نامرتب کرده است بدليل اينکه هزينه فرصت تخمين يک مدل کاهش يافته است ( که البته همگي ما از اين امر مصون نيستيم).

در حاليکه تکنولوژي يک توجيه رومانتيک است اما نمي تواند براي ايجاد اين تغيير مقصر تلقي شود. به طور کاملا متناسب به نظر مي رسد اقتصاددانان به سادگي نسبت به انگيزه ها عکس العمل نشان مي دهند. بسياري از اعضاي جوان هيات علمي ها براي انتشار انباشته مقالات تحت فشار هستند تا از اين طريق امتيازي بدست بياورند. اين انگيزه براي انجام هر تحقيقي (کار مطالعاتی) ممکن است به طور غير قابل اجتنابي بر کيفيت کارهاي اقتصاددانان تاثير گذار باشد. کيفيت کار اقتصاددانان به دنبال کسب امتياز باعث شده است تا اقتصاددان دمدمي مزاجي مانند استيون لويت ايده حذف امتياز براي استادان را مطرح نمايد. لويت معتقد است که با حذف کسب امتياز توسط استادان حذف کامل انگيزه براي استادان جوان براي توليد تحقيق غير محتمل است. علاوه بر اين درک اين نکته آسان است که ممکن است تعداد انتشارت کاهش مي يابد اما در عين حال به طور متوسط کيفيت هر يک از اين نوشته هاي منتشر شده احتمالا افزايش خواهد يافت.

در حاليکه بحث لويت يقينا قابل توجه است، اما تز او چندان مرا تحريک نمي کند. افکار لويت در يک ژورنال اقتصادي معتبر منتشر نشده است بلکه تنها در وبلاگ او منتشر شده اند. بويژه اينکه نوشته هاي تند و تيز او صرفا فلسفي است تا بر اساس اصول ساده اقتصادي.   

به طور طنز آميزي در حاليکه برخي تکنولوژي را در کناره گيري از اقتصاد هايکي مقصر مي دانند، در واقع تکنولوژي محيطي را براي فلسفه ايجاد کرده است تا به اصول خود بازگردد. هر روزه اقتصاددناني مانند گريگوري منکيو، براد ديلانگ، تيلور کوئن، مارک توما، آرنولد کلينگ و بسياري ديگر از آنها نظرات خودت را در مورد موضوعات اقتصادي جاري بيان مي کنند. اين تفکرات در اغلب موارد از تفکر "علم پرستي" مورد تمسخر هايک بدور مي باشند. نه تنها وبلاگ ها نسل جديدي از اقتصاددانان فيلسوف را در بر مي گيرند که که در حوزه کارهاي تجربي موفق بوده اند بلکه به نظر مي رسد که نسل ديگري از اقتصاددانان نيز را نيز جلب کرده است که اين نوع تفکر را دوست دارند. اقتصادداناني همانند راس رابرت و دون بودريکس وبلاگي با نام کافه هايک راه اندازي کرده اند.

برخي اقتصاددانان ممکن است تجربه گرايي را همچنان مسخره کنند که البته در ژونالهاي اقتصادي نيز رايج است. در واقع تکنولوژي محيط جديدي را براي اقتصاددانان فراهم نموده است تا بينش هاي خود را در يک روش فلسفي بيان کنند. آنچه که روزي در جريان اصلي علم اقتصاد از دست رفته بود امروز دوباره پيدا شده است. شايد هايک جايي اين وبلاگ ها را بخواند و لبخند بزند. (این مطلب بر گرفته از یک نوشته انگلیسی است که اسم و آدرسش را الان ندارم. اما آن را به دلیل ظهور هر روزه وبلاگ های اقتصادی در ایران با رویکرد هایکی ارائه می کنم).

 

برادر قاسم عزیز. مدتی هست حالم نا خوش است.

چند روزی هست حالم دیدنی است. حال من از این و آن پرسیدنی است. گاه بر روی زمین ظل می زنم. گاه بر حافظ تفعل می زنم. حافظ دیوانه فالم را گرفت. یک غزل آمد که حالم را گرفت. ما ز یارن چشم یاری داشتیم. خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.           

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sun 10 Jun 2007 و ساعت 11:17 |
ظاهرا دوستان علامه ای یک هفته نشده از وبلاگ مسیر توسعه به وبلاگ دیگری با نام کلک سینا نقل مکان کرده اند. امیدوارم حداقل اینجا را بتوانند یکسالی در رهن و اجاره نگاه دارند.

وبلاگ دیگری هم با نام اکونومیست راه اندازی شده که ظاهرا قصد آن دارد که در حوزه تاریخ اندیشه اقتصادی کار کند. ببینیم چه می کند.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Fri 8 Jun 2007 و ساعت 9:15 |
استراتژي تجارت برون‌گرا نوشته آن کروگر
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Thu 7 Jun 2007 و ساعت 11:24 |
امروز روز تولد جان مینارد کینز است. این روز را به همه اقتصادخوانان و اقتصاددانان تبریک می گویم.

چرا آزاد‌سازي تجاري براي رشد مفيد است؟ مطلبی است از آن کروگر که در روزنامه اقتصاد روز چهارشنبه به چاپ رسیده است. خواندنی است. 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 5 Jun 2007 و ساعت 18:27 |

این روزها در اغلب محافل اقتصادی، صفحات اقتصادی روزنامه ها و دانشکده های اقتصاد صحبت از کاهش دستوری نرخ بهره و جایگاه شورای پول و اعتبار است. چنانکه از گفته ها و شنیده ها نیز بر می آید تصمیم اقتصادی اقتصاددانان بر خلاف رای نظر سیاستمداران بوده است و همین امر باعث تحلیل های فراوانی در این خصوص شده است. از سوی دیگر ابراز نگرانی در خصوص کاهش نرخ بهره و ترس از آثار این تصمیم تمامی طیفهای اقتصاددانان را در یک گروه قرار داده است. به طوریکه گویی احمد میدری و محمد طبیبیان دو یار دبستانی بوده اند. البته این امر از زیبایی های علم اقتصاد است که در خصوص برخی از اصول آن تمامی اقتصاددانان نظر مشابهی دارند. به نظر من یکی از دلایل این امر این است که علم اقتصاد علم بهینه یابی است. این علم بهینه یابی حتی هیچگاه تورم صفر را نیز مطلوب نمی داند و معتقد است که تورم تا حدی نیز لازم است. نرخ بهره کم یا زیاد هم مناسب نیست بلکه نرخ بهره باید بهینه باشد. گویی اقتصاد همانند دموکراسی یعنی همان بهینه یابی. اما در این میان این کاهش دستوری نرخ بهره مرا باز هم به یاد کتابی از دیوید کلندر می اندازد که پیش از این هم از آن نام برده ام:

1- ديويد کلندر (david colander) کتابي دارد به نام " چرا اقتصاددانان به اندازه کارگران زباله روب اهميت ندارند؟" . فرض کنيد يک روز تمامي کارگران زباله روب ( که ازنظر اينجانب مهمترين شغل را دارند) شهر در محل کار خود حاضر نشوند، براستي چه اتفاقي خواهد افتاد؟ پاسخ به اين سوال نه تنها مبهم نيست بلکه کاملا روشن است: "جامعه فلج مي شود و آلودگي تمام شهر را فرا مي گيرد". اما حال فرض کنيد که يک روز اقتصاددانان "سر کار خود" حاضر نشوند چه اتفاقي خواهد افتاد؟ احتمالا پاسخ بيشتر مردم جامعه به اين سوال اين خواهد بود: هيچ اتفاقي نخواهد افتاد" و مسائل و مشکلات جامعه با حضور يا بدون حضور اقتصاددانان همان خواهد بود که بوده است. تنها شايد دانشکده هاي اقتصاد با مشکل مواجه شوند و دانشجويان از اين امر آسيب ببينند. اما آيا براستي اينچنين است؟ ايراد از علم اقتصاد است يا اقتصاددانان؟

براستی شما به یاد این کتاب نمی افتید؟

2- جعفر خیرخواهان عزیز گفته بود که به برخی از مباحث مطرح در سومین همایش آموزش علم اقتصاد اشاره کنم. در این همایش مقاله ای توسط دکتر محسن رنانی و همکارش ارائه شد که "سایه درآمد نفت بر علم اقتصاد" نام داشت. ادعای اصلی این مقاله برای من بسیار جالب بود.

"با افزایش درآمد نفت در اقتصاد ایران، با علم اقتصاد و اقتصاددانان همانند یک کالای پست رفتار می شود و با کاهش درآمدهای نفتی با اقتصاد و اقتصاددانان همانند یک کالای نرمال". (البته در اصل مقاله به تفصیل به این موضوع پرداخته شده است).

3- نکته سومی که به یادم می آید مظلومیت علم اقتصاد است. دکتر محسن رنانی در مقدمه کتاب آواز پر سیاوش چنین می نویسد: براين گمان بودم همان گونه که علم اقتصاد مي آموزد ارزش هر چيزي به کميابي آن است و ... باور آورده بودم که کمياب ترين کالاي علمي اين ديار علم اقتصاد و فرهيختگان اقتصاددان هستند. خودمانيم، هنوز هم بفهمي نفهمي براين گمانم. اما اين تناقض هنوز براي من رفع نشده که چرا اين کالاي کمياب تا به اين حد در اين ديار ارزان است. من هفت سال از روزهاي گل عمرم را در دانشکده هاي اقتصاد سپري کردم، اما امروز فهميدم، زبانم نمي چرخد اما بايد بچرخد و بگويم حرام کردم.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sun 3 Jun 2007 و ساعت 23:59 |
  1. بخش‌هايي از سخنرانی داگلاس نورث، به هنگام دريافت جایزه نوبل- 9 دسامبر، 1993 را ترجمه کرده ام که می توانید از اینجا بخوانید.
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sun 3 Jun 2007 و ساعت 11:15 |
سومین همایش آموزش علم اقتصاد در ایران روزهای چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری در دانشگاه زاهدان برگزار می شود. برنامه این همایش بسیار عالی است. من می روم و پیشنهاد می کنم شما هم اگر می توانید بیایید.
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 29 May 2007 و ساعت 12:21 |

 

پس از اینکه حامد قدوسی مطلبی را در خصوص توسعه یافتگی ایران نوشت و احمد سیف جوابی. بر آن شدم تا شاخصهای توسعه یافتگی ایران را پیدا کنم. البته قبل از من جعفر خیرخواهان به نوعی به این مطالب اشاره کرد. البه شاخصهای زیر صرفا به صورت مطلق برای ایران اراه می شوند. اما باز هم می توانند گویا باشند. من با خیرخواهان و سیف موافترم تا حامد. به نظر من ایران را نباید چندان توسعه یافته تلقی نمود. (البته باید زودتر این پست را می نوشتم).

بانک جهاني حکمراني خوب را بر اساس شش ويژگي تعريف مي کند:

1-    حق اظهار نظر و پاسخگويي (Voice and Accountability)

2-    بي ثباتي سياسي و خشونت (Political Stability/No Violence)

3-    اثر بخشي دولت: کارآمدي دولت در انجام وظايف محوله (Government Effectiveness)

4-    بار مالي مقررات: مقررات اضافي و هزينه هاي آن (Regulatory Quality)

5-    حاکميت قانون (Rule of Law)

6-    کنترل فساد (Control of Corruption)

که البته هر اندازه ويژگي هاي مثبت مانند حاکميت قانون، پاسخگويي و اثر بخشي دولت در يک جامعه بيشتر و فساد، مقررات اضافي و بي ثباتي سياسي و خشونت کمتر باشد حکمراني در آن جامعه براي نيل به توسعه اقتصادي مناسب تر خواهد بود.

 

 

1998

2000

2002

2003

2004

2005

حق اظهار نظر و پاسخگويي

 

 

 

 

 

 

برآورد (2.5+ تا 2.5-)

-1.08

-0.82

-1.10

-1.46

-1.38

-1.43

رتبه از صد

15.9

25.1

17.9

10.1

10.1

9.7

ثباتي سياسي و خشونت

 

 

 

 

 

 

برآورد (2.5+ تا 2.5-)

-0.49

-0.51

-0.80

-1.05

-0.98

-1.14

رتبه از صد

28.3

32.1

23.1

17.9

18.4

16.0

اثر بخشي دولت

 

 

 

 

 

 

برآورد (2.5+ تا 2.5-)

-0.32

-0.09

-0.47

-0.47

-0.65

-0.77

رتبه از صد

44.0

53.6

37.8

38.3

31.6

26.3

بار مالي مقررات

 

 

 

 

 

 

برآورد (2.5+ تا 2.5-)

-1.55

-1.35

-1.27

-1.14

-1.20

-1.49

رتبه از صد

6.4

9.4