تبليغاتX
گذری بر اقتصاد

لطایف اقتصادی بخش دوم

 

يک اقتصاددان کسي است که آموزش ديده تا خطاهاي اقتصادي را حدس بزند. اما يک اقتصاددان متخصص اقتصاد سنجي کسي است که اجازه مي دهد تا کامپيوتر خطاهاي اقتصاد را حدس بزند.

 

 اقتصاددانان مي توانند علم اقتصاد را متناسب با تقاضا برای آن عرضه کنند.

 

شما مي توانيد به گفتگو در مورد پول بپردازيد بدون اينکه پولي داشته باشيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 18 Oct 2006 و ساعت 14:21 |
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 17 Oct 2006 و ساعت 12:33 |

Tyler Cowenچه كسي بايد نوبل اقتصاد را دريافت نمايد؟

تیلور کوئن    

 

من بهترين استفاده از جايزه نوبل را در اين مي دانم كه علم اقتصاد را بيشتر تبليغ نموده و مطرح نمايد، افراد بيشتري را براي مطالعه اين علم جذب كند و در چشم سياستمداران، مردم عادي و رسانه ها اعتبار بيشتري براي علم اقتصاد به بار بياورد. اين بدان معني است كه اين كميته بايد جوايز را به اقتصادداناني اهدا كند كه به طور ماهرانه، قابل فهم و متفكرانه در اين رشته سخن مي گويند و بر روي موضوعات مرتبط با جهان واقعي سخن مي گويند. اما آیا هزار اقتصاد دان برتر top 1000 economist دارای همه این خصوصیات هستند. 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 14 Oct 2006 و ساعت 19:16 |

علت وقوع پديده ركود تورمي چيست؟ ديدگاه مكتب اتريش

مطابق با نظريه فريدمن و فلپس پديده ركود تورمي محصول طبيعي سياست پولي بي قاعده  و همينطور اينكه مردم در كوتاه مدت گول سياستهاي پولي بانك مركزي را مي خورند.

 فرانك شوستاك در مقاله اي كه توسط موسسه فون ميزس منتشر شده مي نويسد "ركود تورمي تنها نتيجه طبيعي تزريق پول به اقتصاد است. حال اگر ما بپذيريم كه افزايش در نرخ رشد اقتصادي داراي يك رابطه منفي با نرخ بيكاري است بنابراين بايد يك رابطه مثبت ميان بيكاري و تورم، وجود داشته باشد- يعني افزايش در نرخ تورم با افزايش در نرخ بيكاري همراه باشد- اما داده هاي اقتصادي فاصله سالهاي 2000 تا به حال اين نتيجه گيري را تائيد نمي كنند. به عبارت ديگر افزايش در نرخ تورم با كاهش در نرخ بيكاري همراه بوده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 14 Oct 2006 و ساعت 14:50 |

ديويد هندرسون در شماره امروز وال استريت ژورنال اظهار نظر جالبي در مورد جايزه نوبل فلپس کرده است. گزيده اي از اين مطلب را براي شما ترجمه کرده ام: Wall Street Journal

به سختي مي توان ادموند فلپس را در يک گروه سياسي خاص قرار داد. از يک سو وي نبود پويايي اقتصادي در اروپا را تقبيح مي کند و از دولتهاي اروپايي مي خواهد که مجددا به تجديد ساختار و تنظيم مجدد اقتصادهاي خود بپردازند. از سوي ديگر اعتقاد دارد که مشاغل پايين دست به اندازه کافي حقوق دريافت نمي کنند و از دولت مي خواهد که به چنين مشاغلي سوبسيد بدهد. او فهميده است که قيمتهاي حداقل دستمزد افراد را از بازار کار خارج مي کند، در نتيجه " بيهودگي، محروميت، اعتياد به مواد مخدر و جرم و جنايت" حاصل آن خواهد بود. بنابراين او در کتابش به نام " پاداش کار: چگونه مي توان مشارکت و حمايت شخصي را در نظام شرکتي آزاد را ترميم کرد". او از يک برنامه گسترده پرداخت سوبسيد که هزينه آن در سال 1997، 125 ميليارد دلار بود طرفداري کرد.
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 14 Oct 2006 و ساعت 12:16 |

دومين نوبل براي اقتصاد

محمد يونس اقتصاددان و بانکدار بنگلادشي که در توسعه سيستم وام هاي اعتبار ات- خرد در کشورهاي فقير تلاش هاي گسترده اي کرده است، جايزه نوبل صلح را دريافت کرد.washingtonpost

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 14 Oct 2006 و ساعت 12:1 |

يك رياضي دان، حسابدار و اقتصاددان درخواست كار برای يك شغل معين را داشتند:

مصاحبه كننده با رياضي دان صحبت كرد و از او سوال كرد "دو به اضافه دو چند مي شود؟" رياضي دان گفت: چهار. مصاحبه كننده پرسيد دقيقا چهار؟ رياضي دان باشك به او نگاه كرد و گفت بله دقيقا چهار.

بعد مصاحبه كننده رو به حسابدار كرد و همان سوال را از او پرسيد. حسابدار گفت به طور متوسط چهار.

بعد به سراغ اقتصاد دان رفت و همين سوال را از او پرسيد. اقتصاد دان بلند شد، درها را قفل كرد، چراغها را خاموش كرد و بعد نشست و به مصاحبه كننده گفت " شما مي خواهيد حاصل اين جمع برابر چند باشد؟"


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 11 Oct 2006 و ساعت 15:1 |

چرا علم اقتصاد تغيير خواهد كرد. نویسنده :رونالد اچ کوز    مترجم: محمدرضا فرهادی پور

4 آوريل 2004. دانشگاه ميزوري

موضوعي كه امروز مي خواهم در مورد آن صحبت كنم اين است كه چرا علم اقتصاد تغيير خواهد كرد؟ من به اين دليل در مورد اين موضوع صحبت مي كنم كه نه تنها معتقدم كه علم اقتصاد تغيير خواهد كرد بلكه اعتقاد دارم اين علم بايد تغيير كند. اين امر موضوع چندان ساده اي نخواهد بود اما خوشحالم كه اعضاي حاضر در اين دانشگاه ( ميزوري) مايل به انجام اين وظيفه دشوار مي باشند. حرف هاي امروز من تنها حس يك سخنران كه مي خواهد فرياد جنگ سر دهد نيست، بلكه تنها يك گفتگو است پيرامون اين موضوع است كه چرا من معتدقم علم اقتصاد تغيير خواهد كرد.

اين يك اعتراض است و براي اقتصاد شوك مهمي است-  نسبت به سيماي علم اقتصاد كه داراي وي‍‍ژگي آماري است. علم اقتصاد فعلی هنوز همان چيزي است كه آدام اسميت آفريده است. هنوز هم اقتصاد به همان شكل است و مسائل امروز آن همان مسائل دوران اسميت مي باشد. اگرچه اكنون ما پيشرفت نموده و برخي از اشتباهات را تصحيح كرده ايم اما هنوز هم مي توان مسير اقتصاد را بر اساس عقايد آدام اسميت پيمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 10 Oct 2006 و ساعت 14:19 |

چگونه مي توانيد خوب بنويسيد

 گريگوري منکيو

رهنمودهاي نوشتن يک گزارش اقتصادي براي افرادي که اقتصاددان و اقتصادخوانده هاي خوبي نيستند.

 

به ياد داشته باشيد كه نكاتي را برجسته  كنيد كه مي خواهيد خواننده آنها را به خاطر بسپارد. اگر برخي موضوعات ارتباطي چنداني با اين نكات ندارند. احتمالا بايد آنها را حذف كرد.

از جملات كوتاه استفاده كنيد. عبارتهاي كوتاه بهتر از عبارتهاي بلند هستند. کاربرد كلمات تك سيلابي بهتر است.

يك نويسنده خوب بايد در نوشته خود يك نقش منفعل بازي كند. ( به عبارت ديگر از اعمال نظر شخصي بپرهيزد).

اظهارنظرهاي اثباتي (Positive)  متقاعدكننده تر از اظهارنظرهاي دستوري (normative)  هستند.

 قيود را كمتر مورد استفاده قرار دهيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 9 Oct 2006 و ساعت 14:32 |

بازار آزاد چيست؟

 

بازار آزاد واژه اي است که به طور خلاصه مبادلات انجام شده در يک جامعه را توصيف مي کند. هر مبادله در شرايط يک توافق دوجانبه و در عين حال داوطلبانه ميان دو فرد يا دو گروه انجام مي شود. اين دو فرد يا گروه کالاهاي يا خدمات اقتصادي را مبادله مي کنند، براي مثال زمانيکه شما روزنامه اي را از روزنامه فروش به ازاي 50 تومان مي خريد، شما و فروشنده دو کالا را مبادله کرده ايد. 50 تومان پول داده ايد و فروشنده، روزنامه را به شما داده است يا اگر شما براي يک بنگاه کار مي کنيد نيروي کار و تخصص کاريتان را به او داده و در عوض از بنگاه دستمزد دريافت کرده ايد.

هر دو طرف انتظار دارند که از انجام مبادله منفعت کسب کنند و هر دو نيز انتظار دارند که در آينده بتوانند مبادله را تکرار نموده يا بر هم زنند چراکه ممکن است انتظارات آنان برآورده شده يا نشده باشد. مبادله يا تجارت تنها بدليل اينکه هر دو طرف سود مي برند انجام مي شود. اگر آنها انتظار کسب منفعت از انجام مبادله را نداشتند با انجام آن موافقت نمي کردند.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 2 Oct 2006 و ساعت 14:46 |

125 ومين سالروز تولد فون ميزسMises on His 125th Anniversary 

 

اگر تنها يک مرد در برابر جريان ايدئولوژيک يک عصر ايستاده باشد يقينا او فون ميزس بوده است. اما اينکه آيا تلاشهاي او آن جريان را تغيير دادند يا نه سوالي است که بايد در آينده به آن جواب داد شود، آنهم توسط کساني که تئوري هاي او را فهميده و در عشق او به آزادي سهيم شدند.  

 

لودويگ هنريك ادلر فون ميزس در روز 29 سپتامبر (جمعه فتم مهرماه)  سال 1881  ميلادي در ليمبرگ اتريش به دنيا آمد.  در نودمين سالروز تولد او خبرنگار تلويزيون CBS فون ميزس را " توكويل علم اقتصاد جديد" ناميد و چنانکه مشاهده شد كه او مدتها پيش توضيح داده بود كه كنترل هاي قيمتي نيكسون ديكتاتوري اقتصادي است و در گذشته باعث ايجاد نظام هاي نازيسم، كمونيسم و فاشيسم شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 2 Oct 2006 و ساعت 14:3 |

اسکار مورگنشترون در کتاب خود به نام "صحت داده هاي اقتصادي" به ذکر منشا اشتباهاتي پرداخته که صحت مشاهدات اقتصادي را تحت تاثير قرار مي دهند يکي از اين عوامل نبود تجربيات طراحي شده است. به عبارت ديگر مشاهدات همانند علوم طبيعي توسط خود استفاده کننده (محقق) از آمار به صورت تجربي مشاهده نمي شود. آمارها معمولا توسط دولتها يا شرکتهاي خصوصي تهيه مي شوند. انگيزه لازم براي تهيه آمارهاي اقتصادي در خصوص فعاليتهاي دولتي و شرکت هاي خصوصي وجود ندارد چراکه هزينه انجام اين فرايندها بسيار دشوار است. البته امروزه به يمن تکنولوژي هاي موجود اين امر تاحدي تعديل شده است. علاوه براين دليل ديگر نبود بسته هاي طراحي شده اي است که به صورت درست داده ها را جمع آوري مي کنند به عبارت ديگر احتمال پنهان کردن اطلاعات يا دروغگويي در مورد آمارهاي اقتصادي وجود دارد اما اين موضوع در خصوص علوم طبيعي صادق نيست. شرکتهاي خصوصي و دولتي انگيزه هاي فراواني براي پنهان نمودن اطلاعات خود دارند چراکه از اين طريق مي توانند رقباي خود را گمراه سازند. از سوي ديگر انگيزه دروغگويي نيز در اين ميان وجود دارد چرا که ميزان ماليات آنها را تحت تاثير قرار مي دهد. مثال مشهور ديگر در اين مورد که به خود افراد و خانواده ها بر مي گردد اين است که اگر از آنها در مورد درآمدهايشان سوال کنيم آن را کمتر از حد و و هزينه هايشان را بيشتر از حد نشان مي دهند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 30 Sep 2006 و ساعت 14:15 |