تا دهه 1970 در سوئد تنها دو زن دارای مدرک دکتری اقتصاد بودند. اولین آنها، در سال 1924، مارگیت کاسل (Margit Cassel) دختر اقتصاددان معروف گوستاو کاسل بود. دومین نفر هم کارین کوک (Karin kock) بود که مدرک خود را در 1929 تکمیل کرد. او نخستین وزیر زن حاضر کابینه دولت سوئد بود و در سال 1945 مدرک پروفسوری خود را در اقتصاد دریافت کرد، البته کرسی استادی نداشت. علاوه بر این، سه زن دیگر هم، مدرک لیسانس (کارشناسی) اقتصاد را که مدرک پایین تری بود دریافت کردند، می توان گفت که این مدرک در آن زمان تقریبا برابر با مدرک دکتری امروز بوده است. جدای از این پنج نفر، کارین کوک تنها زنی بود که به عنوان یک محقق و مدرس دانشگاهی نیز فعالیت کرد.
اولین زن سوئدی در سال 1924 یعنی 84 سال قبل مدرک دکتری اقتصاد خود را گرفته است. 84 سال قبل در ایران سال 1303 است حال آنکه "مدرسه حقوق و علوم سیاسی، که از ادغام دو مدرسه عالی سیاسی و حقوق به وجود آمد در سال 1306 تاسیس شد. این مدرسه، در واقع اولین نهادی است که می توان آن را سرچشمه آموزش علم اقتصاد در ایران دانست که البته بعد از قانون تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 به یکی از 6 دانشکده این دانشگاه تبدیل شد. در سال 1325-1324 تنها 14 دختر در این دانشکده مشغول به تحصیل بودند که تعداد آنها در سال 1342-1341 به 121 نفر رسیده بود که از این میان تنها 1 نفر زن (دختر) در دوره دکتری درس می خواند. دانشکده اقتصاد تهران هم در سال 1333 رسما با تغییر نام قبلی ایجاد شد. البته شخصا گمان نمی کنم که 84 سال پیش اصلا حتی یک مرد هم در ایران دکتری اقتصاد داشته است ( اطلاع دقیقی در این مورد ندارم) چه برسد به زنان.
در دهه 1970 سبک جدید برنامه دکتری در دانشگاههای سوئد راه اندازی می شود. در فاصله دو دهه 1970 و 1980 سهم زنان از مدرک دکتری از 7 درصد به 9 درصد افزایش می یابد که در دهه 1990 به 17 تا 18 درصد و در دهه 2000 به 26 درصد می رسد.
در سال 2005 زنان 29 درصد از کل کسانی را که با عناوین پروفسور، دستیار تحقیق و مدرسین دانشگاه و همینطور17 درصد از استاد تمامهای استخدام شده در دانشگاههای سوئد را تشکیل می دهند. علاوه بر این زنان نزدیک به 45 درصد از کل دانشجویان دکتری را نیز در همین سال به خود اختصاص داده اند. در علوم اجتماعی، زنان عملکرد بهتری داشته اند، 51 درصد از دانشجویان دکتری زن بوده اند، که 34 درصد محقق و مدرس و 19 درصدشان هم استاد تمام بوده اند. اما در سال 2005 زنان در رشته اقتصاد تنها 26 درصد از کل دکتری های اقتصاد بوده اند که در این میان 17 درصد محقق و مدرس و 1 درصد هم هم استاد تمام (تنها یک نفر) بوده اند. البته نمی دانم در سال 2005 هم تعداد زنان ایرانی در دوره دکتری اقتصاد یا استاد تمام چندتا بوده است. ولی به نظرم می رسد این موضوع می تواند برای پژوهش و انجام یک پایان نامه کارشناسی ارشد جالب توجه باشد.
مقاله تعادل جنسی در علم اقتصاد اخیرا به بررسی مساله حضور زنان در علم اقتصاد پرداخته که با واکنشهای متفاوتی هم از سوی اقتصاددانانی همچون مک کلاسکی نیز مواجه شده است. این مقاله در ادامه به دلایل جالب توجهی در مورد دلایل عدم حضور فعال و گسترده تر زنان اشاره می کند که مشغول تدوین مقاله ای بر اساس آن برای روزنامه هستم.